LAHIJANNEWS.COM
نسخه چاپي از لاهيجان نيوز
پرویز سروری- خانواده بزرگ اصولگرايان در اين دوره وحدت را در جريان اصولگرا براساس تمايز و تنازل تعريف كردند و اين باعث شد كه امكان وحدت در درون خانواده اصولگرايان بهشدت افزايش پيدا كند.
نگاهي كه جريان رقيب در درون خانواده اصولگرايان به وحدت دارد كاملاً اشتباه است و اصولگرایان با همه مشكلات و فراز وفرودهايي كه در اين دوره داشتند اما به حول و قوه الهي و با سازوكار و مدل موفقي كه ابداع شده بود توانستند مديريت را تا آخر ادامه دهند و اکنون این اميدواري بوجود آمده، اين روند همچنان ادامه پيدا كند.
اصولگرايان بعد از تجربه تلخي كه در شوراي سوم داشتند با آسيبشناسي انتخابات اين دوره از شوراها به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه موفقيت براي استمرار خدمت جريان اصولگرا و مبارزه با مفاسد اقتصادي، اجتماعي و ايجاد جامعهاي سربلند و پيروز و موفق در گرو وحدت نيروهاي اصولگرا است و تفرقه و تشتت حاصلي جز ورود جريانهاي غيراصولگرا به كانون خدمت و قدرت ندارد و اين امكانپذير نيست، مگر اينكه اصولگرایان بپذيرند كه در درون خانواده سليقههاي مختلفي وجود دارد و اين سليقهها مديريت شود.
وحدت در جبهه متحد اصولگرايان در اين دوره مديريت شد. اصولگراها در اين دوره تمايز را پذيرفتند و به تنازل گردن نهادند و به همين دليل در يك نقطه مشترك اصل مدارا را سرلوحه كار خود قرار دادند و با همه گمانههاي غلطي كه در جامعه ميشد جريان اصولگرا توانست با سازوكار وحدت تا آخر پيش برود و انتخابات را مديريت كند.
اصولگرایان در درون خانواده اصولگرايان، نقد مشفقانه را به عنوان عامل وحدت ميداند نه عامل تشتت و تفرقه ؛ اصولگرایان نقدي را ميپذيرند كه نقدي دلسوزانه، مشفقانه و نقدي براي اصلاح و نهايت وحدت نيروها باشد، به همين دليل قبل از اينكه ديگران بخواهند از ضعفها يا عيبها يا نقصهاي جريان اصولگرا براي خودشان فرصت بسازند، تلاش ميكنند با نقد درون گفتماني به صورت يك خانواده صميمي اشكالات را بپذيرند و سپس در جهت رفع آن حركت كنند.
از طرف ديگر اصولگرایان معتقدند كه وحدت در جريان رقیب، تقريباً محال است از اين جهت كه در جريان اصلاحطلب گروههاي مختلفي كه در اين خانواده جمع شدند مشكلات و اشكالات مبنايي با هم دارند و از نظر مبنا با هم كاملاً در تضاد و تناقض هستند و قطعاً اين عامل هرگز اجازه نميدهد وحدت پايداري بين نيروهاي اصلاحطلب برقرار شود مگر اينكه آنها به يك پالايش جدي دست بزنند.
با نگاه به تحليلهايي كه اصلاحطلبان قبل از شكلگيري جبهه متحد اصولگرايان داشتند ميبينيم كه زماني كه زمزمههاي پيدايش جبهه متحد اصولگرايان مطرح شد و جبهه متحد تشكيل شد آنها دائماً اين تحليل را داشتند كه به علت تزلزل رفتاري و اختلافات بنيادي كه در خانواده اصولگرايان است، قطعاً به ليست واحد نميرسند و نميتوانند فرآيند وحدت را تا آخر ادامه دهند اما نتایج نشان داد كه با همه تحليلهايي كه آنها داشتند اين اتفاق نيفتاد و جريانات عمده اصولگرايي توانستند فرايند وحدت را بهخوبي انجام دهند.
اين جريان(اصولگرايان) حتي با جرياناتي كه خارج از جبهه متحد بودند رايزنيهاي زيادي انجام دادند و هرچند نتوانستند به نتيجه صددرصدي برسند ولي توانستند به يك سطحي از گفتمان مشترك با آنها برسند و در سطحي اين وحدت را حفظ كنند به طوري كه اگر به نتيجه انتخابات توجه داشته باشيد ميبينيد كه جبهه متحد اصولگرايان برايندي از سليقههاي مختلف مردم است به همين دليل هم مردم از آنها اقبال كردند.
اين نشان ميدهد كه جبهه متحد اصولگرايان توانسته سليقههاي مختلف را در درون خودش جمع و آنها را مديريت كند و از تهديد فرصت بسازد پس روشن است كه ادعاهاي گذشته نشان ميدهد جريان رقيب اين نتيجه را براي اصولگرایان متصور نبودند و فكر ميكردند حتماً با سه يا چند ليست وارد عرصه رقابت ميشود كه اين اتفاق نيفتاد.
در این مسیر، اصولگرايان، گفتمان انقلاب اسلامي را گفتمان غالب قرار دادند و چارچوبهاي ارزشي را به عنوان چارچوبهاي مسلم و ثابت فرض كردند و تلاش كردند با استمزاج از مردم اولويتها و مشكلات مردم را احصاء كنند و اولويتهاي آنان را اولويت خودشان قرار دهند و براساس آن حركت كنند، اين شايد يكي از برجسته ترين دلايل اعتماد و اقبال مردم به اصولگرايان باشد.
آنها تلاش كردند آرامش سياسي را به جاي تشنج سياسي در كشور حاكم كنند و تلاش كنند كه به جاي نگاه سياسي، نگاه كارشناسي را در مصوبات مجلس وارد و به طور صريح و صادقانه مشكلات را با مردم مطرح كنند و حتي زماني كه نياز بود دست به جراحيهاي دردآور هم بزنند.
اين جريان همچنين تلاش كرد سلامت جريان را به نمايش بگذارد و كمتر گزارشهايي از سوء استفادههاي آنچناني اين جريان به گوش مردم ميرسيد.
با ورود جريان اصولگرا بين كانونهاي ثروت و قدرتي كه قبلاً شكل گرفته بود و تصميم نهائي را در پنهان ميگرفتند فاصله افتاد به اين معني كه اصولگرايان تلاش زيادي در جهت برهم زدن اين اتحاد و اتفاق ناميمون بين كانونهاي ثروت و قدرت كردند بنابراين مردم مجموع رفتارها و گفتمان اصولگرايي را پذيرفتند و به همين دليل با همه مشكلاتي كه با آن مواجه بودند حدس و برداشت و تحليلشان اين بود كه استمرار جريان اصولگرايي ميتواند آينده روشن و چشماندازي مشخص را براي آينده آنها نشان بدهد.
علاوه بر عوامل فوق وحدت به عنوان نخ تسبيح همه حركتهاي اصولگرايان توانست نقشي تعيين كننده در اقبال و اعتماد مردم به جريان اصولگرايان را داشته باشد، بعلاوه اينكه جريان اصولگرا تلاش كرد كه بهجاي تخريب رقبا در جهت اثبات خودش حركت كند و فرآيندي را طي كند كه آن فرآيند به فاصله گرفتن از رقابتها و ايجاد رفاقتها حتي با جريانات رقيب خودش منجر شود، از اين جهت مردم اين نوع رفتار را رفتار صحيح و مطابق با نظر خودشان ميدانستند و اين امكان را همچنان براي جريان اصولگرا ايجاد كردند كه به استمرار خدمت بپردازند.
در خصوص برخي از اظهار نظرها مبني بر اينكه چون جريان اصولگرا داراي يكسري پايگاههاي سنتي در جامعه هستند به همين دليل مقداري از آراء خود را از اين طريق بدست آوردندباید گفت که اين حرف هم ميتواند درست باشد و هم نادرست، درست از اين جهت كه اصولگرايان چون جريان ريشهداري هستند و از ابتداء با جريانات سنتي در كشور ارتباط داشتند لذا اين پايگاهها در جريانات سنتي براي اصولگراها يك واقعيت است.
اما از جهتي اين تحليل نادرست است زيرا شكستهاي پيدرپي جريانات اصولگرا در قبل ازانتخابات شوراي را چگونه مشود توضح داد؟ اين پايگاههاي سنتي آن موقع هم وجود داشته پس چرا جواب نداده است؟ بر این باورم که علتاش تفرقه نيرويهاي اصولگرا و عدم تجميع ظرفيتهاي نيروهاي اصولگرا، عدم همدلي و تكرويهاي جريان اصولگرا بوده و همه آنها باعث شده بود كه اتفاقاً دلايل رويكرد مردم به اصولگرايان در رقابتهاي جدي در عرصه مختلف پيدرپي شكستهایی را متحمل شوند.
علت موفقيت اين بود كه اصولگرايان بهجاي اينكه فرافكني كنند و تلاش كنند شكستهايشان را با غوغاسالاري و جوسازي و ايجاد فضاهاي رسانهاي كاذب بهدوش ديگران بيندازند اين شكست را اولاً پذيرفتند و آسيبشناسي كردند و براساس آن آسيبشناسي تلاش كردند عيبشان را مرتفع كنند و نيروهاي اصولگرا را سازماندهي كنند و فضاي جديدي را ايجاد كنند پس گذشته نشان ميدهد كه اين تحليل درست نيست و ظرفيتهاي سنتگرا و سنتي صرفا نميتواند عامل پيروزي باشد اما ميتواند عامل بسيار تعيين كنندهاي در پيروزيها باشد.
جریان اصولگرا در این انتخابات توانست ظرفيتهاي جديدي ايجاد كند و اين ظرفيتهاي جديد را بر ظرفيتهاي سنتي اضافه كند و نتيجه اين دو عامل باعث شده كه اصولگرايان در عرصههاي مختلف به پيروزيهاي جدي دست پيدا كنند. به تعبيري بر این باورم که قشر خاكستري هميشه قشر خاكستري متمايل به سفيد بوده نه سياه و به همين جهت جريان اصولگرا از زماني كه اين تحليل را پذيرفت كه بايد بر اساس يك متد جديد يعني يك تغيير در ساختار و گفتمان و عملكرد را در درون خودش ايجاد كند، توانست ظرفيتهاي سنتي را بستري براي جذب ظرفيتهاي جديد يا همان قشر خاكستري متمايل به سفيد كند به همين دليل شاهد شكوفايي جريان اصولگرا و استمرار پيروزي حلقههاي پيروزي ممتد آنها هستيم.
در آسيبشناسي دور اول انتخابات قابل تاکید است که اصولگرايان در اين مرحله توانستند به يك موفقيت بزرگي دست پيدا كنند بطوريكه حدود دو سوم از ليست اصولگرايان به مجلس راه پيدا كردند . بهطور قطع و يقين اگر بدسليقگي، كجسليقگي، و تحليلهاي غلط بعضي از مدعیان اصولگرایی نبود امروز به احتمال قوي ليست 30 نفر جبهه متحد را قوي در مجلس داشتيم.
هرچند كه جبهه متحد و قاطبه جريان اصولگرا تلاش كردند در سه ضلع برآيند وحدت را جلو ببرند اما عناصري ناخواسته يا خواسته براساس تحليل غلط دست به يك اقداماتي زدند و باعث تفرق و تشتت در آراي نيروهاي اصولگرا شدند و همين امر باعث شد كه جريان اصولگرا نتواند كانديداهاي خودش را در مرحله اول وارد مجلس بكند هرچند كه اين سه ضلع تلاششان به اين بود كه اين اتفاق نيفتد اما عدهاي نافرماني و سرپيچي كردند و با اين رفتار غلط اين فرصت را براي رقبا ايجاد كردند.
اگر اصولگرايان با همان سازوكار وحدت با قدرت جلو ميرفتند و اين روند محدود اما مؤثر در بعضي از پيمانشكنان نبود حتماً وضعيتي بهتر از امروز شکل می گرفت. اصولگرايان بايد بعد از انتخابات در يك فضاي صحيح و چالشي با كساني كه اين فضا را ايجاد كردند وارد گفت و گوهای انتقادی شده و اين موضوع را دوستانه آسيبشناسي نمایند.
9- اصولگرايان در تحليل دور دوم انتخابات و وضعيت جبهه متحد با وضعيتي كاملاً متفاوت با دوره اول مواجه هستند اگر در دوره اول بداخلاقيهاي انتخاباتي از بعضي از برخی مدعیان ديده شد و اين باعث شد كه اين وضعيت پيش بيايد اين احتمال وجود داشت كه اگر x برود y اصولگراست تا جاي آن قرار بگيرد اما در اين دوره اين پازل طراحي شده رقابتي بين جريان اصولگرا و دوم خرداد تقريباً امكان بازي را از همه گرفته و هر حركت غلطي باعث ميشود كه در اين پازل يك جنس ناهمگون وارد شود و كل شماي تنظيم شده ما را بههم بزند.
امروز هر خطاي تحليلي و هرگونه كوتاهي در حفظ وحدت (تأكيد بر 11 نفر) ميتواند آثار نامطلوبي را براي جريان اصولگرا داشته باشد و ظرفيتهايي را براي رقبا ايجاد بكند كه به اين ظرفيتها بسيار دل بستند
اصولگرايان شاهد بودند كه حضرت آيت مهدوي كني در جمع علماي تهران عنوان كردند كه من هم در مرحله اول به30 نفر رأي دادم و هم در مرحله دوم به 11 نفر رأي ميدهم.اين نشان ميدهد كه امروز اين موضوع يك ضرورت و يك مسئوليت تاريخي براي همه اصولگرايان است كه تأكيد همه شخصيتها ظرفيت، احزاب، سازمانها، گروهها و جريانات و افراد اصولگرا بر حفظ 11 نفر است تا ما با تجميع ظرفيتهاي انقلاب بتوانند جريان را در اين مرحله با پيروزي جلو ببرند.
اميدواری بالایی وجود دارد كه هر 11 نفر بتوانند در مرحله دوم موفق شوند. اگر در گذشته اين اشكال بوجود آمد و زمينههايي را براي ورود رقبا فراهم نمود امروز ديگر امكان چنين اشتباه و خطايي نيست و اگر اشتباهي رخ دهد ديگر فرصت ايجاد نميكند بلكه امكان را براي رقيب ايجاد ميكند به عبارتي اشتباه در مرحله اول براي جريان اصلاحطلب فرصت ساز شد ولي اشتباه در اين مرحله يك امكان و ظرفيتي را بهطور قهري و قطعي وارد مجلس ميكند از اين جهت بازي با اين مهرهها بسيار خطرناك است و بايد تلاش شود كه همه نگاه و اشارهها به طرف تأكيد بر ليست 11 نفر جبهه متحد اصولگرايان باشد.
امید می رود اصولگرايان در مجلس نيز با اتحاد، اتفاق و وحدت بایستی مديريت نيروهاي اصولگرا را مدنظرداشته باشند تا بتوانند فراكسيون مقتدراكثريت را برای کارامدی بیشترراهاندازي نمایند لذا بايد اين مرحله را ذخيرهاي براي آنجا مرحله بدانیم زيرا ممكن است برخي بداخلاقي ها باعث شود فراكسيون اكثريت مجلس بر سه فراكسيون تقسيم شود آن وقت هر يك از اين فراكسيونها بهجاي نغمه وحدت نغمه تفرقه را ساز كنند و به قول معروف اين هايهوي در موسيقي وحدت به تشتت و تفرقه تبديل شود.
آينده منتظر امروز ماست و فرداي مجلس و مديريت مجلس نگاهش به عملكرد امروز اصولگرايان دوخته شده است واگر اين سه ضلع براساس فرآيندههاي تعريف شده حركت كنند آينده نويدبخش يك حركت وحدتآميز، پرپتانسيل و پر انرژي براي كشور و نهايت جريان اصولگرا خواهد بود در غير اين صورت خوف اين وجود دارد كه به واسطه اين اشتباهاتي كه در بعضي مدعیان بهوجود ميآيد فضاها براي آينده بسيار تاريك و تيره شود.
امیدوارم مردم با همان تحلیل دور اول در این دوره نیز به 11 نفر جبهه متحد اصوگرايان رأي دهند و زمينه را براي خدمت دولت بهصورت جدي فراهم بكنند و نبايد تحليل برخی اصولگرايان اين باشد كه كار تمام شده است.
هر گونه كمكاري، بياعتنايي و بيتفاوت نسبت به 6 ارديبهشت، عواقب بدي را به دنبال خواهد داشت همه اصولگرایان بايد تلاش كنند كه همه ظرفيتهاي نامزدهاي اصولگرايي باقي مانده وارد مجلس شود.
ورود بعضي از افراد از جريان مقابل و از ليست تهران به مجلس براي آنها اينبارقه اميد را ايجاد ميكند كه اقليت بتواند ظرفيتسازي كند بعلاوه اينكه رويكرد و نگاه دوم خردادی اين است كه جريان اصولگرا را سه ضلع ببيند و تلاش كند كه با لابي با يك ضلع در اضلاع ديگر شكاف ايجاد كند و روند خدمت گذاری را کند نمایند.
ممكن است بعضي از افراد در ليست تهران اين امكان را داشته باشد كه جريان اقليت در مجلس را مديريت كنند و با لابي با جريانات و افراد مختلف و بعضي از نمايندگان به نوعي ظرفيت خودشان را براي خواستههاي خودشان تحميل كنند بنابراين اصلاً زمان ريسك كردن و تحليلهاي غلط نيست و همه اصولگرايان با تمام قدرت بايد تلاش كنند كار ناتمام خود را تمام كنند تا در سراسر كشور شاهد ورود اصولگرايان به مجلس باشيم.
* عضو هيئت اجرايي جبهه متحد اصولگرايان و عضو شورای مرکزی جبهه اصولگرایان تحولخواه