LAHIJANNEWS.COM
نسخه چاپي از لاهيجان نيوز
علی منتظری-سال 2008 نیز به پایان رسید اما قرارداد صلحی بین دولت خودگردان فلسطین و اسرائیل به امضاء نرسید . در واقع همه خواب و خیال های جورج بوش در قالب کنفرانس آناپولیس ( برگزار شده در 24/11/2007 ) که در چهارچوب آن وعده تحقق امضای قرارداد صلح در سال 2008 را داده بود ، نقش بر آب شد...
و نه تنها صلحی بین دو طرف منعقد نشد بلکه ارتش رژیم اشغالگر قدس جنگی دیوانه وار و قتل عامی بی سابقه علیه فلسطینی ها در نوار غزه به راه انداخته است تا این باریکه 362 کیلومتر مربعی اما بسیار متراکم ، سال 2008 را با موشک باران های چند صد تنی به پایان برده و با بمباران های هوایی و دریایی پیاپی و تشییع بیش از 428 شهید و 2200 مجروح ( بر اساس آمار امروز ) ، سال 2009 را آغاز کند .
اما پیش از کنفرانس آناپولیس ، دولت خودگردان فلسطینی و اسرائیل طرح « نقشه راه برای صلح » را یکبار آزمایش کرده بودند . این طرح که به پیشنهاد آمریکا و با حمایت اتحادیه اروپا ، سازمان ملل و روسیه در قالب گروه موسوم به « کمیته بین المللی چهارگانه » در سال 2002 به تصویب همین گروه رسیده بود ، مبنای برقراری همزیستی مسالمت آمیز بین دو طرف در سایه تشکیل دولت فلسطین را « خلع سلاح کامل و فراگیر گروه های مقاومت فلسطینی » اعلام کرده بود . طبیعی بود که نیروهای مقاومت اسلامی فلسطین و به خصوص حماس با این طرح مخالفت کنند زیرا می دانستند که هدف نهایی این طرح « قلع و قمع نیروهای مقاومت » در فلسطین اشغالی است . در عین حال بر همگان نیز روشن بود که این طرح به دلیل تقدم امور امنیتی در سرزمین های اشغالی بر امور دیگر ، در نهایت به نفع اسرائیلی ها تمام شده و چیزی نصیب فلسطینی ها نخواهد شد. وقتی در استمرار طرح « نقشه راه برای صلح » ژنرال دایتون « افسر عالی رتبه پنتاگون » به اصطلاح با هدف کمک به فلسطینی ها و اسرائیلی ها برای استقرار نظم و امنیت ( با نگاه و تفسیری که در نقشه راه آمده بود ) از سوی وزارت خارجه آمریکا به قدس غربی اعزام گردید ، بیش از پیش روشن شد که سرزمین های اشغالی فلسطین شاهد رویارویی های خونباری خواهد بود اما این تقابل ها این بار بین فلسطینی ها و اسرائیلی ها نبود بلکه نبردی فلسطینی – فلسطینی بین فتح و حماس بود . از نظر بسیاری از نیروهای مقاومت فلسطینی ، ژنرال دایتون مغز متفکر جنگ داخلی فلسطینی – فلسطینی بود که توسط چهره هایی همچون « محمد دحلان » مسئول سابق تشکیلات امنیتی دولت خودگردان فلسطین ، عملی شده بود ، درگیری هایی که خساراتی جبران ناپذیر بر پیکره مقاومت فلسطین وارد ساخت . ژنرال دایتون در جنگ سی و سه روزه نیز نقش مهمی در مشاوره و ارائه طرح های نظامی اسرائیل علیه مقاومت اسلامی لبنان « حزب الله » ایفاء کرده بود .
جالب است که کنفرانس « صلح آناپولیس » نیز به همین سرنوشت دچار شد . چند روز پس از اعلام رسمی دستاوردهای کنفرانس آناپولیس ، کوندالیزا رایس « وزیر امورخارجه آمریکا » ژنرال جیمز جونز « فرمانده سابق ناتو » را به عنوان مسئول امور امنیتی خاورمیانه در وزارت امور خارجه آمریکا معرفی کرد. اما وی در معرفی « جیمز جونز » چه گفت ؟ رایس در این باره گفت : « ژنرال جونز ، به فلسطيني ها براي رسيدن به مفهومي بهتر از " امنيت " کمک خواهد کرد . جونز به فلسطيني ها براي ساخت تشکيلات امنيتي کمک مي کند و نقش رابط بين تشکيلات امنيتي اسرائيل و فلسطين را ايفاء خواهد نمود »
رايس تاکيد نمود که « ژنرال جونز » در کنار « ژنرال دايتون » به وظايف خود عمل خواهد نمود !
اما دستاورد هر دو ژنرال آمریکایی جز جنگ و خونریزی برای فلسطینی ها هیچ چیز دیگری به بار نیاورده است . یکی جنگی فلسطینی – فلسطینی راه انداخت و دیگری جنگی فراتر از همه عرف های بین المللی در جنگهای معمول دنیا « یک تراژدی خونبار » برای فلسطینی ها در غزه به ارمغان آورد تا در پایان سال 2008 ، جملات پر شور و شعف « جورج بوش » به منظور امضای قرار داد صلح بین اسرائیلی ها و فلسطینی ها بهتر از قبل ترجمه شود و این شاید یکی از بهترین هدیه های کریسمس به طرف اسرائیلی در آغاز سال 2009 از سوی جورج بوش بود . آنچه امروز در نوار غزه می گذرد با سه گزینه مهم امنیتی در مذاکرات کنفرانس آناپولیس بین محمود عباس ، جورج بوش و ایهود اولمرت یعنی « سرکوب مقاومت » « خلع سلاح مقاومت » و تلاش برای « استقرار امنيت فراگیر در سرزمين هاي اشغالي » کاملا تطابق و هماهنگی دارد .
درست است که اسرائیل تا کنون به شکل رسمی از تعیین اهداف « حملات ددمنشانه » خود به نوار غزه خودداری کرده است اما در میان همین ابهام و سوالات متعدد حول اهداف نظامی اسرائیل ، این کیان صهیونیستی اهداف بسیاری را در حمله وحشیانه به نوار غزه جستجو می کند . شاید یکی از بهترین استدلال های موجود برای عدم تبیین اهداف اسرائیل در تهاجم به غزه توسط سید حسن نصرالله اعلام شده است . او می گوید : « همانطور که می بینید اسرائیلی ها تا کنون هدف مشخصی را برای جنگ علیه غزه اعلام نکرده اند ، نه اولمرت نه لیونی و نه باراک . آنها در جنگ تموز ( سی و سه روزه ) اهداف غیر قابل تحققی را اعلام کردند ......... اما امروز چرا رهبران اسرائیلی ها از بیان هدف خود فرار می کنند ؟ زیرا می ترسند که در تحقق اهدافشان ( در حمله به غزه ) شکست بخورند و در قدرت خود برای وصول به اهدافشان شک دارند » . لیونی می گوید که اسرائیل در کوتاه مدت دنبال سرنگونی حماس نیست ، اولمرت می گوید ما دنبال جنگ طولانی مدت نیستیم ، و باراک می گوید ما به دنبال نابودی کانون های پرتاپ موشک هستیم . با آنکه این ادعاها متعارض و متناقض نیستند اما در عین حال هرگز نشاندهنده یک هدف یا اهداف روشن در حمله به غزه نیست ، از این رو این استدلال دبیر کل حزب الله لبنان کاملا دقیق و درست است به خصوص آن که اسرائیل در آستانه انتخابات پارلمانی است و هیچیک از احزاب و نمایندگانشان و از جمله لیونی ( حزب کادیما ) باراک ( حزب کار ) و نتنیاهو ( حزب لیکود ) نمی خواهند به واسطه جنگ در غزه ، شکستی را در انتخابات متحمل شوند .
اما در میان همه این کتمان ها و مخفی کاری های اسرائیلی ها ، اما اسرائیل نه یک هدف که اهداف مختلف و متفاوتی را در حمله به غزه دنبال می کند که به هر یک از آنها که برسد ( ولو در بخش هایی نیز ناکام بماند ) از نظر خودش با ارزش تلقی می شود .
این بار اسرائیل با یک تیر نمی خواهد دو گنجشک بزند بلکه می خواهد با یک تیر چند گنجشک را بزند . اما آیا اسرائیل این بار در صحنه غزه بر خلاف جنگ سی و سه روزه موفق خواهد بود یا شکستی دیگر را تجربه خواهد کرد ؟ پاسخ به این سوال به قدرت بازدارندگی و هجوم مقاومت اسلامی فلسطین « حماس و جهاد اسلامی » و دیگر نیروهای مقاومت در فلسطین باز می گردد که به آن خواهیم پرداخت .
بر این اساس حمله ارتش اسرائيل به نوار غزه اهداف متفاوتي را دنبال مي کند . محور همه اين اهداف استفاده از ابزار قتل عام و ايجاد رعب و وحشت نه تنها درنوار غزه بلکه در کل منطقه خاورميانه است ( از این زاویه اسرائیل در صدد ارسال پیام برای کل خاورمیانه و همه ملت های منطقه دارد ) همانگونه که در سال 1948 با شهرها و روستاهاي فلسطيني انجام داد و مردم این شهرها را وادار به مهاجرت از منازلشان کرد ، اما اسرائيل اکنون در غزه به دنبال چيست ؟
1- اسرائيل مي کوشد تا در سايه جنگي در هم کوبنده همه سازو کارهاي مدني و سياسي غزه را براي دوران پس از جنگ ، چه حماس در قدرت باقي بماند و چه حکومت خود گردان آن را تحويل بگيرد، به طور کامل نابود کند تا همچون سال هاي پس از جنگ شش روزه درژوئن سال 1967 بار ديگر روند شهري و شهرنشيني نوار غزه را تا سال ها مختل کند .
2- اسرائيل در تلاش است با اتخاذ سياست کشتارهاي کور و قتل عام هاي بي حد و مرز با ايجاد رعب و وحشت در نواز غزه ، مردم اين منطقه را تشويق به مهاجرت از اين منطقه به سوي مکاني ديگر و ترجيحا صحراي سينا کند تا جمعيتي بالغ بر هفتصد هزار نفر از آوارگان فلسطيني که از شمال و جنوب فلسطين اشغالي از سال 1948 تا 1967 به اين منطقه روي آورده اند از هرگونه ادعايي در آينده مذاکرات موسوم به صلح با دولت خودگردان فلسطيني محروم شوند .
3- اسرائيل در تلاش است تا بار ديگر انديشه انضمام نوار غزه به مصر را به اذهان بياورد تا به قول خودش از شر اين منطقه راحت شود و عملا طرح تفکیک کامل بین کرانه غربی و نوار غزه را برای همیشه اجرایی کند تا آنگاه با فراغ بال بیشتری به سوی حل موضوع کرانه غربی و قلع و قمع آن برود . اين نگاه اسرائيل تنها دليلي است که مصر تا کنون براي عدم فتح کامل و دایمی گذرگاه رفح به سوي مردم فلسطين آورده است گرچه اين ادعاي مصر از مصاديق بارز « كلمة حق يراد بها الباطل » است زيرا مصر به جاي اين اقدام دهها راه قابل قبول ديگر داشت که مي توانست آنها را در دستور کار خود قرار دهد . اسرائيل قطعا در اين سياست توفيقي به دست نخواهد آورد .
4- اسرائيل در صدد است در صورت موفقيت در غزه در زمينه تغییر نقشه جغرافيای جمعيتی فلسطين ، با فرض انتقال بخشي از آنها به صحراي سينا ؛ آنگاه همين پروژه را در کرانه غربي نيز به اجراء گذارد .
5- اسرائيل مي کوشد تا با نشان دادن سياست مشت آهنين ، نوعي بي رحمي زايد الوصف را به همه فلسطيني ها نشان دهد تا با تکيه بر همين سياست هيچ طرف فلسطيني و يا عربي هرگز جرات تفکر احقاق حقوقي بيش از آنچه که خود اسرائيل تعيين مي کند را نکنند . این روند ویران گر آنقدر استمرار یافته است که اکنون حتی کارشناسان نظامی اسرائیلی می گویند که بانک اهداف اسرائیل در نوار غزه به پایان رسیده و دیگر هدفی نمانده که مورد هجوم قرار گیرد . در همين رابطه اسرائيل تلاش دارد تا آنقدر در غزه قتل عام و ددمنشي کند و آنقدر خانه ها و بيمارستان ها و مساجد را بر سر مردم مسلمان غزه فرو ريزد که به جاي آنکه او در جايگاه متهم و قاتل بنشيند ، طرف هاي فلسطيني و عربي و غربی « حماس » را به عنوان عامل ومسئول جنايات وارده به مردم فلسطين در جايگاه متهم بنشانند . اين همان نگاهي است که چند روز پیش از زبان وزير خارجه مصر به جهانيان اعلام شد و اعلام کرد که مسئوليت ، متوجه حماس است.
6- اسرائيل در اين جنگ تلاش مي کند تا با بمباران مراکز استقرار حماس و اماکني که محل اختفاي سلاح هاي اين جنبش است و نيز با بمباران خانه رهبران اين جنبش ، از فرصتي که به زعم اسرائيلي ها طلايي است ، براي نابودي حماس بهره ببرد . اين سياست اسرائيل در سايه سکوت کشورهاي عربي و عدم اقدام عملي آنها ، همچنان ادامه مي يابد .
7- اسرائيل اگر به دليل واکنش هاي احتمالي حماس و ارائه برگ هاي برنده اين جنبش در اجرای برنامه هاي نظامي خود توقفي ايجاد نکند ، آنقدر به بمبارانها و قتل عام در اين منطقه ادامه مي دهد تا شروط خود را در اين منطقه به کرسي بنشاند که عبارتند از :
الف : خلع سلاح کامل حماس
ب : استقرار يک نيروي بين المللي در غزه همانند نيروهاي بين المللي « يونيفل » در جنوب لبنان
ج : عدم پرتاپ موشک و حتي گلوله ايي از نوار غزه به سوي شهرک هاي يهودي نشين
د : استقرار دولت خودگرادن محمود عباس و گرفتن زمام امور توسط وي در نوار غزه و تسلط کامل آن بر گذرگاه ها و به خصوص گذرگاه رفح با ضمانت هاي مصري ، تا قاهره به شکلي روشن مسئوليتي مشخص در نوار غزه به عهده گيرد .
عملیات دیوانه وار اسرائیل در غزه از جمله بمباران مساجد ، منازل ، مراکز شهری و غیر نظامی و نیز عدم پذیرش طرح هایی نظیر طرح فرانسه و یا دعوت مجامع بین المللی برای اتش بس ، گویای آن است که اسرائیل فقط با تحمیل شروط خود به طرف دیگر از حملات دست می کشد ( البته اگر حماس او را وادار به عقب نشینی نکند )
8- اسرائيل در صدد جبران شکست سنگين خود در جنگ سي و سه روزه با حزب الله لبنان است . با توجه به در پيش بودن انتخابات پارلماني اسرائيل در بهمن ماه آينده از همين رو همه نمايندگان احزاب اسرائيلي از جمله کاديما ( ليوني وزير خارجه اسرائيل ) ليکود ( نتنياهو عضو کنیست اسرائیل ) و حزب کار ( باراک وزير دفاع اسرائيل ) هر چه بيشتر بر نوار غزه مي کوبند تا جبهه داخلي اسرائيل که همان افکار عمومي اسرائيل است را با خود همراه کنند تا نشان دهند که مقوله امنيت ملي رژيم صهيونيستي و حفظ امنيت شهروندان صهيونيستي را بيش از ديگران سرلوحه خود قرار داده اند . از نگاه اين احزاب صهيونيستي ، قتل بيشتر فلسطيني ها به مثابه کسب آراي بيشتر در انتخابات آتي اسرائيل برای تشکیل دولت اسرائیل و کسب مقام نخست وزیری است .
9- اسرائيل در صدد است تا حکومت باراک اوباما « رئيس جمهور منتخب آمريکا » با سياست هايي در خاورميانه و به خصوص فلسطين کارش را آغاز کند که سر رشته هاي آن را خود از قبل تعيين کرده باشد . اکنون در سايه سکوت چند روزه باراک اوباما در قبال تحولات نوار غزه معلوم نيست آيا وي چيزي غير از آنچه که اسرائيلي ها ترسيم کرده اند مي خواهد يا نه ؟ در همین رابطه سید حسن نصرالله « دبیرکل حزب الله لبنان » اعلام نمود که اسرائیل با این اقدام خود در صدد است تا با نابودی مقاومت اسلامی در غزه ؛ زمینه یک کنفرانس بین المللی را بار دیگر در باره فلسطین اما این بار بدون حضور فیزیکی حماس در سرزمین های اشغالی ، با حضور اکثر کشورهای عربی و غربی و سازمان ملل ، تدارک ببینند . روند تحولات و ومواضع کشورهای عربی موسوم به خط اعتدال ( جریانی که در نشست وزرای امور خارجه عرب در قاهره در چهارشنبه گذشته موفق شد از اجلاس سران عرب در دوحه جلوگیری کند ) که در بلوک آمریکا قرار دارند ، و نیز عدم واکنش جدی جامعه و محافل بین المللی در قبال تحولات غزه ، ادعای سید حسن نصرالله را تایید می کند .
10- اسرائيل با سياست قلع و قمعي که در نوار غزه در پيش گرفته است در حقيقت يکبار ديگر ميزان طاقت و صبر خود در برابر فشار جامعه بين الملل را آزمايش مي کند . اکنون که جامعه بين الملل که شامل اتحاديه اروپا و شوراي امنيت سازمان است ، واکنشي آرام از خود نشان داده اند ، اسرائيل خود را در برابر آزمون سياسي جامعه بين الملل پيروز مي بيند و از همين رو از تکرار اين تراژدي خونين در بخش هاي ديگر فلسطين اشغالي ابايي نخواهد داشت . يکبار قبل هم در واقعه قتل عام اردوگاه جنين در کرانه غربي در سال 2002 اسرائيل همين سناريو را اجراء نموده بود که با هيچ واکنش مهمي روبرو نشد . رد طرح آتش بس 48 ساعته فرانسه توسط دولت اسرائیل در همین راستا قابل بررسی است .
اما همه این ها یک طرف سناریو است و باید دید که حماس در برابر اسرائیل چگونه عمل می کند و آیا برگ های برنده ای در دست دارد تا جنگ را به نفع خود مغلوبه کند ؟
حماس و دیگر نیروهای مقاومت اسلامی فلسطین در غزه دست و پا بسته نیستند. از نظر بسیاری از کارشناسان نظامی وقتی اسرائیل در روز اول حمله به غزه با حدود 80 هواپیمای اف 16 و هلی کوپترهای آپاچی 100 تن بمب در ظرف مدت سه دقیقه بر نوار غزه فرو می ریزد و 270 هدف نظامی را در این منطقه کوچک بمباران می کند اما از حمله زمینی به این منطقه خودداری می کند ، نشان می دهد که اسرائیل طرف مقابل خود را در نبردهای زمینی قوی می بیند و فرصت بیشتری را می خواهد تا در سایه ادامه بمباران ها ، دشمن خود را ضعیف تر کند. بدون شک انتقال جنگ از حملات هوایی و موشکی به زمینی خسارات بالایی به ارتش اسرائیل وارد می کند چه آن که تا جنگ در هوا ادامه د ارد حماس نمی تواند قدرت خود را در تحمیل خسارت های انسانی به رخ ارتش اسرائیل بکشد . جنگ زمینی شمشیر دولبه ای است که ممکن است اسرائیل را نیز زخمی کند ، در واقع اسرائیل می داند چه زمانی جنگ زمینی را شروع کند اما زمان خروج از آن دیگر در دستان او نیست . از سویی دیگر حماس و بقیه نیروهای مقاومت ، موشکی هایی با برد بین 5 تا 50 و چه بسا تا 60 کیلومتر را در اختیار دارد که می تواند علاوه بر هجوم به پایگاه های اسرائیل در شمال ، جنوب و شرق نوار غزه ، شهرهای یهودی نشین را در این مناطق زیر آتش بگیرد که عملا منجر به آوارگی بیش از 650 هزار نفر از صهیونیست هایی می شود که خیلی هم طاقت این آوارگی را ندارند .
انتقال جمعیت یک میلیون و پانصد هزار نفری صهیونیست های شمال اسرائیل در دوران جنگ سی و سه روزه اسرائیل با حزب الله لبنان به وسط اسرائیل ، در نهایت باعث شد تا آمار 89 درصدی موافقان جنگ با حزب الله در روزهای آغازین جنگ سی و سه روزه ، به آمار 34 درصدی طرفداران ادامه جنگ با حزب الله در روزهای واپسین تبدیل شود . اگر حملات موشکی حماس و دیگر نیروهای مقاومت ادامه یابد و آنچنانکه گفته می شود تا تل آویو نیز برسد ، آنگاه می توان منتظر دگرگونی های جدی در معادله جنگ اسرائیل با حماس در غزه بود و این امر با صرف نظر از قدرت های دفاعی و هجومی حماس و نیروهای مقاومت در غزه در طول جنگ زمینی خواهد بود که اسرائیل در صدد انجام آن است و مقدمات لازم برای آن را فراهم کرده است . این نکته را نیز نباید از یاد برد که اسرائیل در بهمن ماه آتی ( 10/2/2009 ) انتخابات پارلمانی را در پیش دارد و نمی تواند جنگی طولانی مدت را ادامه دهد و از سویی نمایندگان احزاب رقیب در اسرائیل نمی توانند با مقوله آوارگی حدود هفتصد هزار نفر ، به راحتی کنار بیایند .
از نکات قابل توجه در این جنگ هدف گیری غیر نظامیان است . این یک هدف کاملا عمدی و از قبل برنامه ریزی شده توسط اسرائیل است . ارتش اسرائیل مدعی است که جنگ دقیقی را دنبال می کند اما به اعتقاد کارشناسان نظامی ، ریختن صدها تن بمب با « قدرت تخریب بسیار بالا در عمق و عرض » آن هم در متراکم ترین نقظه جهان از نظر جمعیتی در منطقه ایی که عرض آن فقط بین 14 تا 16 کیلومتر است ، دیگر چه معنایی می دهد . روز پنجشنبه ارتش اسرائیل با پرتاپ چهار بمب به یکی از مناطق مسکونی غزه « نزار ریان » یکی از رهبران حماس را به شهادت رساند . همراه با او 14 شهروند فلسطینی نیز به شهادت رسیدند که 11 نفر آن را خانواده ریان از جمله زن و فرزندانش تشکیل می دادند . نکته جالب این است که ریان از نظریه پردازانی بود که معتقد بود هیچ فلسطینی ای نباید حتی در صورت بمباران ها ، منازل خود را ترک کند تا اسرائیل بفهمد که با بمباران نمی تواند آن ها را از خانه هایشان مهاجرت دهد و البته او جان خود را بر سر این نظریه نیز فدا نمود .
در کنار این امر شاهد هستیم که به جز « شهید نزار ریان » تا کنون خبری از شهادت سران حماس نرسیده است و این امر نشان می دهد که به رغم تلفات بسیار بالا در صفوف فلسطینی ها ( که لزوما به معنای پیروزی نظامی اسرائیل نیست ) اما به نظر می رسد تشکیلات سیاسی و نظامی حماس و دیگر نیروهای مقاومت در نوار غزه پابرجا هستند و خود را از آسیب های بمباران ها و حملات موشکی حفظ کرده اند . این شرایط بیشتر ثابت می کند که اسرائیل جنگی دیوانه وار آغاز کرده است که هدف های متحرک او بیشتر از همیشه مردم و شهروندان عادی فلسطینی هستند . از سویی دیگر به رغم حجم بالای موشک باران نوار غزه اما همچنان شهرها و پایگاه های اسرائیلی مورد هجوم مقاومت فلسطین قرار می گیرند و این نشان می دهد که ایستگاه های پرتاپ موشک در نوار غزه ( که از قابلیت تغییر سریع مکان برخوردار هستند ) همچنان استوارند و حملات موشکی اسرائیل نتوانسته آن ها را خاموش کند . همانطور که سید حسن نصرالله نیز در تحلیل قدرت موشکی حماس و مقاومت فلسطین اعلام کرد آنچه در حملات هوایی مهم است این است که هواپیماها بتوانند پایگاه موشکی را قبل از شلیک خاموش کنند اما زدن پایگاه ها پس از شلیک که مهم نیست ، گرچه در این امر هم فرض این است که نیروهای موشکی حماس به سرعت محل خود را تغییر می دهند . و این همان سناریویی است که حتی تا ساعات پایانی جنگ سی وسه روزه با حزب الله لبنان جریان داشت و منجر شد تا اسرائیل شکست سختی را در جنوب لبنان تحمل کند .
یکی دیگر از اموری که می تواند به نفع حماس تمام شود خلل اطلاعاتی اسرائیل از قدرت نظامی و به خصوص موشکی حماس ، جهاد اسلامی و دیگر نیروهای مقاومت است . اکنون اسرائیلی ها به رغم تیم قوی جاسوسی خود در غزه نتوانسته اند به خوبی دریابند که مثلا حماس هزار موشک یا دو هزار یا ده هزار موشک دارد و از همه مهمتر اکنون در حال گمانه زنی هستند که برد این موشک ها ممکن است تا تل آویو را نیز شامل شود . حال سوال این است که اگر حماس به جای دهها موشک صدها یا هزارها داشته باشد آن وقت تکلیف ارتش اسرائیل و سران آن چیست ؟ و آیا کمیته تحقیقاتی دیگری همچون « وینوگراد » کمیته بررسی کننده علل و نتایج جنگ سی و سه روزه با حزب الله در پیش است ؟
آمریکایی ها و چه بسا باراک اوباما این بار در سایه اعیاد کریسمس بیش از جنگ ها و قتل عام های پیشین اسرائیل خود را در حاشیه نگهداشته اند اما به نظر می رسد در آغاز سال نوی مسیحی باید در اندیشه سناریویی باشند که در قالب آن به شکلی شرافتمندانه ، اسرائیل را از یک گرداب دیگر رهایی بخشند . شاید طرح پیشنهادی فرانسه و سفر وزیر خارجه اسرائیل به پاریس در همین راستا باشد .
* کارشناس سياسي مسائل خاورميانه و فلسطين